09129420351
: ارتباط با ما
خانه راد / مقالات راد / برای چه شغلی ساخته شده ام؟ - قسمت 0

برای چه شغلی ساخته شده ام؟ - قسمت 0

برای چه شغلی ساخته شده ام؟

قسمت صفر

گردآورند: دکتر حسین امینی راد

انتخاب شغل فرآیندی مبهم و پیچیده است. انتخاب شغل به عوامل متعددی بستگی دارد و با مشکلاتی نیز همراه می باشد. درباره شغل عقاید متعددی از طرف دانشمندان ابراز شده است. تفاوت در تعاریف ارائه شده بر اثر دگرگونی در ساخت نظریه ها و نیز طرز تلقی صاحب نظریه دربار ماهیت انسان می باشد. مثلا گروهی از علما معتقدند انسان موجودی است آزاد و تصمیم گیرنده در حالی که گروهی دیگر انسان را موجودی وابسته و جبرگرا می انگارند و معتقدند که باید فرد دیگری مثلا مشاور در تصمیم گیری فرد مستقیما دخالت نماید. برای آن که بتوانیم مفاهیم انتخاب شغل را به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم بحث در موارد ذیل را تعقیب می نماییم:

تصادفی یا اصولی بودن انتخاب:

در این باره نظریات مختلف جواب های گوناگون و متفاوتی را ارئه می دهند. در نظریه انتخاب شغل به طور تصادفی عقیده بر آن است که انسان به طور شانسی و بدون اراده قبلی شغل خود را بر می گزیند. در این حالت خواست و اراده فرد اهمیت زیادی ندارد. در مقابل شانس و تصادف نقش مهمی را ایفا می نماید. در چنین موردی انسان موجودی غیرفعال است و عوامل خارجی فعال می باشند و رفتار او را تعیین می کنند. از سوی دیگر گروهی معتقدند انتخاب شغل هیچ گاه به طور شانسی و اتفاقی انجام نمی گیرد. بلکه انسان نقش فعالی را در تعیین شغل خود بر عهده دارد. به نظر پیروان این عقیده ارگانیسم انسان در برابر محرک خارجی به ایجاد پاسخ مناسبی اقدام می نماید. چنانچه محرک خارجی تغییرر کند پاسخ نیز به نوبه خود دگرگون خواهد شد. لذا با شناخت قبلی محرک خارجی می توان نوع پاسخ های احتمالی را پیش گویی و پیش بینی کرد. مثلا با شناسایی وضع اجتماعی و خصوصیات ردی مراجع می توان تا حدودی شغل آینده او را پیش بینی نمود.

آگاهانه یا ناآگاهانه بودن انتخاب:

رفتاری آگاهانه است که انسان با خواست و اراده قبلی به انجام آن اقدام نماید. اکنون این سوال مطرح می شود که آیا فرد به هنگام انتخاب شغل و تصمیم گیری شغلی دقیقا می داند که چه انجام می دهد؟ و آیا از محرک هایی که به تصمیم گیری شغلی منجر می شوند کاملا آگاه است؟ این سوال جواب های متفاوتی دارد.

به نظر آدامز (1975) رفتار آگاهانه دارای مشخصات زیر می باشد: 1- انسان می تواند پاسخ ها را تا حدود زیادی پیشش بینی نماید و حتی آن ها را کنترل کند. 2- فرد می تواند رابطه و همبستگی بیت پاسخ خای احتمالی آینده با محرک شناخته شده گدشته تعییین نماید. 3- انسان می داند که محرک های گوناگون پاسخ های متفاوتی را ایجاد می نماید. در نتیجه فرد می تواند با تغییر محرک ها پاسخ های مطلوبی به وجود آورد. به نظر آدامز با توجه به عوامل فوق انتخاب شغل، رفتار و تلاشی آگاهانه است و انسان به خوبی می داند در جستجوی چیست و چگونه باید آن رابیابد.

پیروان نظریه خصیصه- عامل معتقدند انتخاب شغل رفتاری آگاهانه و فرآیندی عقلانی برای حل مشکل می باشد. به عبارت دیگر انسان با آگاهی از ضرورت انتخاب شغل به طور آگاهانه به شناسایی و تجزیه و تحلیل توانایی ها و ضعف های خود اقدام می نماید و سپس درباره مشاغل مورد علاقه اش اطلاعات کافی جمع آوری می کند. در مرحله بعد از طریق سازش و استدلال منطقی به انتخاب مناسب ترین شغل که با خصوصیات فردی سازگار باشد موفق می گردد. در تمام این مراحل فرض بر این است که فرد می داند چه انجام می دهد و چرا به اجرای چنین فعالیت هایی اقدام می کند.

گینزبرگ و همکارانش در سال 1951 نیز انتخاب شغل را رفتار آگاهانه ای می پندارند و برای نقش فرد در فرآیند انتخاب شغل و تصمیم گیری شغلی اهمیت فراوانی قائلند. به عقیده این گروه انسان به طور آگاهانه اهداف شغلی را با توجه به واقعیات جسمانی، روانی و اجتماعی مورد سنجش و ارزشیابی قرار می دهد. در صورتی که بین هدف های تعیین شده و واقعیات همخوانی موجود باشد انسان روش تلاش و فعالیت خود را برای رسیدن به هدف های تعیین شده، معین و مشخص می نماید. در نتیجه در تمام مراحل، خود انسان عامل فعال و تصمیم گیرنده و تعیین کننده است و می داند چه باید انجام دهد تا نتیجه مطلوب عایدش گردد.

به نظر فروید انتخاب شغل به طور ناآگاهانه صورت می گیرد. انسان از عوامل انتخاب شغل و نیروهایی که باعث تلاش فرد در جهت انتخاب شغل می گردند آگاهی ندارد. این گروه معتقدند فشار و اجبار و اضطرار اسنان را وا می دارد تا شغلی را برگزیند. به عنوان مثال اگر از فردی سوال شود آیا دلایل خاصی برای انتخاب شغل دارد یا نه، این فرد جز دلایل اقتصادی و فشار اجتماعی چیز دیگری به یاد نخواهد داشت. لذا به نظر فروید علل رفتار دقیقا برای فرد شناخته شده نمی باشد و انسان هیچ گونه آگاهی عمیقی از چگونگی و کیفیت اعمالش که انتخاب شغل یکی از آن هاست ندارد.

سوپر در سال 195 که نظریه رشدی و تکاملی برای انتخاب شغل را ارائه نموده است اعتقاد دارد انتخاب شغل آگاهانه انجام می گیرد و فرد می تواند به طور اگاهانه به مطالعه و بررسی و حتی اشتغال به مشاغل مختلفی بپردازد. از سوی دیگر خویشتن پنداری حرفه ای یکی از مفاهیم بنیادی نظریه سوپر است. خویشتن پنداری حرفه ای عبارت از تصوری است که فرد درباره تناسب یا عدم تناسب مشاغل مختلف با خصوصیات شخصی دارد. به عقیده سوپر انسان لزوما از تمامی عواملی که خویشتن پنداری حرفه ای او را به وجود می آورند آگاهی کامل ندارد. خویشتن پنداری حرفه ای در نتیجه تعامل بین عوامل فردی و محیطی به وجود می آید. در جریان این تعامل، انسان به خودشناسی موفق می شود و شغلی را که با خویشتن پنداری او سازگار است برمی گزیند.

هنوز موضوع آگاهی و ناآگاهی انتخاب شغل به طور علمی حل نشده است. برای نتیجه گیری در این زمینه عقیده سوپر تا حدی قانع کننده است. یعنی با افزایش سن آگاهی انسان در انتخاب شغل فزونی می یابد و انسان می تواند انگیزه ها و توقعاتش را در زندگی و نیز انتخاب شغل بهتر بشناسد. لذا انتخاب شغل در دوره خردسالی تا حدود زیادی ناآگاهانه انجام می گیرد در حالی که در دوره بزرگ سالی انتخاب بیشتر با آگاهی توام است.

3- عقلانی یا عاطفی بودن انتخاب:

تصمیمات عقلانی بر منطق و واقع بینی استوارند. فرد عقلانی به هنگام حل مشکل راه های مختلفی را برای آن در نظر می گیرد. سپس درباره هر یک از راه حل ها به دقت می اندیشد و آن راهی را بر می گزیند که امکان عملی شدنش بیشتر است و نتایج بهتری به بار خواهد آورد. در مقابل، فرد عاطفی در ارضای نیازهایش به جنبه های احساسات توجه بیشتری دارد. فرد عاطفی برای حل مشکل بیشتر به خواست ها و آرزوها و احساساتش تاسی می جوید و واقعیات را از نظر دور نگه می دارد. از این گفته نباید نتیجه گیری کرد که تصمیمات عاطفی هموراه غیر منطقی هستند بلکه گاهی تصمیمات عاطفی با منطق سازگار می باشند. ولی به طور کلی می توان گفت فرد عاطفی در تصمیم گیری به واقعیات موجود توجه زیادی مبذول نمی دارد. تحقیقی که نشان دهد انتخاب شغل صرفا عاطفی یا عقلانی است وجود ندارد. می توان گفت عاطفه و عقل هر دو در انتخاب شغل موثرند. بدین معنی که انتخاب شغل فرآیندی پیچیده از تعامل بین عقل و عاطفه می باشد. برای نتیجه گیری دقیق تر درباره عقلانی یا عاطفی بودن انتخاب شغل باید علاوه بر تاکید بر تجربیات و مشاهدات تحقیقات عینی تری انجام گیرد.

4- سازشی یا ترکیبی بودن انتخاب:

گینزبرگ و همکارانش در سال 1951 معتقدند انتخاب شغل فعالیتی سازشی است. بدین معنی که انسان از طریق انتخاب شغل مناسب می خواهد آرزوهایش را برآورده سازد، رضایت شغلی به دست آورد، از رغبت ها و استعدادهایش حداکثر استفاده را بنماید و به ارزش خود جامه عمل بپوشاند. در این حالت انتخاب شغل، سازگار و هماهنگ با خواسته ها و رغبت هت و استعدادهای فرد می باشد. به نظر سوپر در سال 1953 انتخاب شغل به موازات رشد پیش می رود. رشد مرحله ای مداوم و فزاینده است و در خلال آن شخصیت فرد به مرور زمان کامل تر می شود. انسان در جریان انتخاب شغل آزاد است به مطالعه و بررسی و حتی انجام مشاغل مختلف نیز بپردازد و ضمن کسب اطلاع و آگاهی از ویژگی های مشاغل و شناسایی خصوصیات شخصی دائما انتخاب خود را تکامل و بهبود بخشد. به عبارت دیگر فرد از هر شغل چیزی می آموزد و آموخته ها را در ارتباط با خصوصیات شخصی مورد نجش قرار می دهد و سپس درباره نوع شغل آینده خود با توجه به تجربیات قبلی نتیجه گیری می نماید. از این رو به نظر سوپر در هر سنی امکان تغییر شغل وجود دارد. لذا انتخاب شغل فعالیتی تکاملی و ترکیبی است.

5- آنی یا تکاملی بودن انتخاب:

از نوشته های پاراسونز چنین بر می آید که انتخاب شغل در سن معینی انجام می گیرد. در این سن که معمولا با پایان تحصیلات دبیرستانی همزمان است فرد موفق به انتخاب شغل می شود. به نظر پاراسونز در سال 1909 انتخاب شغل مهم ترین فعالیت دوران زندگی است و انسان باید خود را در لحظه ای برای ورود به دنیای مشاغل آماده نماید. ویلیامسون و دارلی در سال 1937 نیز معتقدند که فرد در لحظه معینی از زمان به انتخاب شغلش موفق می شود. با توجه به این نظریات سنتی نوجوانان کمتر به انتخاب شغل توجه دارند و در سال های آخر دوره دبیرستان که با مشکلات انتخاب مواجه می شوند فعالیت خود را شروع و شغلی را بر می گزینند. با قبول لحظه ای و آنی بودن انتخاب شغل، مشاور شغلی و حرفه ای تا حدود زیادی نقش حساس و فعال خود را از دست می دهد و باید تلاش هایش را در دوره خاصی متمرکز سازد.

از سوی دیگر گینزبرگ و همارانش فرآیند تکاملی بودن انتخاب شغل را پیشنهاد نموده اند. این عده با توجه به تحقیقات و مطالعات متعدد به این نتیجه رسیدند که فرد در لحظه معینی از زمان به انتخاب شغل موفق نمی شود. بلکه انتخاب شغل بر یک سلسله اصول و تصمیات قبلی متکی است که در طول سالیان متمادی و به طور پیوسته و مداوم حاصل می گردد. انتخاب شغل برای اکثر افراد حدود ده سال به طول می انجامد. یعنی فرایند انتخاب از سن ده سالگی آغاز و معمولا تا سن بیست سالگی ادامه می یابد. حتی بعد از سن بیست سالگی نیز انتخاب می تواند در حال تکامل و تغییر باشد. سوپر نیز نظریه گینزبرگ و همکارانش را به نوعی تایید نموده و معتقد است انتخاب شغل فرآیندی مداوم و پیوسته است. با قبول تکاملی بودن انتخاب شغل، مشاور شغلی و حرفه ای نقش بسیار حساس و مهمی در تمام مقاطع سنی و تحصیلی بر عهده دارد و باید در هر سن مراجع را به طور مناسب در جهت انتخاب شغل راهنمایی نماید.

تعاریف انتخاب شغل:

برای ارائه تعریفی عملی جهت انتخاب شغل باید روابط بین انتخاب، ترجیح و انتظارات شغلی را که اکثرا توسط افراد معادل یکدیگر به کار می روند معین و مشخص نماییم.

انسان ابتدا شغلی را ترجیح می دهد و سپس آن را انتخاب می کند. ترجیح عبارت از درجه بندی مشاغل به ترتیب اهمیت و تقدم برای فرد می باشد. یعنی اگر از کسی بخواهید که ترجیح خود را نسبت به مشاغل موجود در لیستی مشخص نماید، او باید به ترتیب اهمیت و تقدم مشاغل ارائه شده را درجه بندی کند. می دانیم انتخاب شغل به عوامل متعددی بستگی دارد که از آن جمله می توان استعدادها، ارزش ها، خصوصیات شخصیتی، اطلاع از موقعیت های شغلی و نیز توجه به ترجیح های شغلی را نام برد. هر فردی با در نظر گرفتن عوامل فوق به انتخاب شغلی اقدام می نماید. به عنوان مثال ممکن است فردی فروشندگی را انتخاب کند زیرا به تحصیلات دانشگاهی که فرد توانایی انجام آن را ندارد نیازی نیست. همچنین احتمالا همین فرد در لحظه ای دیگر ممکن است مهندسب را ترجیح دهد زیرا شغل مهندسی از موقعیت اجتماعی خاصی برخوردار است. بنابراین آن چه را که فرد بدان اشتغال می ورزد انتخاب است و ان چه را که دوست دارد و با شخصیتش عجین است ترجیح می باشد. همبستگی بین انتخاب و ترجیح شغلی در سن جوانی کمتر از همبستگی بین آن ها در سن بزرگسالی است. این امر نشان دهند آن است که انتخاب در سن بزرگسالی بیشتر بر واقعیت استوار است.

انتظارات شغلی آن گروه از مشاغل را شامل می شود که فرد در آینده آرزو دارد به انجام آن ها بپردازد. انتظارات شغلی بیشتر جنبه رویا دارند و تا حدود زیادی از واقعیت بدورند. برای تعیین انتظارات شغلی فرد می توان این سوال را مطرح نمود. اگر تمام امکانات در اختیار شما قرا گیرد و از شما خواسته شود شغلی را برگزینید آن شغل کدام است؟ جواب به این سوال انتظارات فرد را مشخص می کند.

در واقع از نظر عملی انتخاب شغل پاسخی به محرک های درونی و بیرونی است که تغییر قابل مشاهده ای در رفتار فرد به وجود می آورد. این پاسخ می تواند کلامی باشد. در این صورت فردی که به انتخاب شغل می پردازد شغل مورد نظر را در درجه اول بر زبان جاری می سازد و حالت فعالی به خود می گیرد و درباره آن صحبت می کند. لذا انتخاب شغل رفتاری فعال است.

منبع: کتاب راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای، تالیف: دکتر عبدالله شفیع آبادی

www.radbusiness.ir

→ مدیریت عملکرد برای چه شغلی ساخته شده ام؟ - قسمت 1 ←

بازگشت به همه مقالات

فروشگاه رادمال

برای بهره‌مندی از خدمات رادمال، خرید عمده و تأمین مطمئن کالا برای کسب‌وکار خود، همین حالا وارد فروشگاه رادمال شوید و تجربه‌ای حرفه‌ای، سریع و مطمئن را از نزدیک ببینید.

مشاهده فروشگاه